ابن الأثير ( مترجم : خليلى / حالت )
206
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي )
خويش غرامت بپردازد . محمد بن عبد الكريم به مهديه برگشت در حالى كه از ابو سعيد مىترسيد . همين كه بدان جا رسيد ياران خويش را گرد آورد و آنان را از آنچه با ابو سعيد گذشته بود آگاه ساخت و به همدستى با خود سوگند داد . آنان نيز سوگند ياد كردند . او نيز ، به دستيارى ايشان ، ابو على يونس را گرفت و به زندان انداخت و بر مهديه چيره شد و آن جا را تصرف كرد . ابو سعيد كه چنين ديد ، براى وى پيام فرستاد و از او خواست كه برادرش را آزاد كند . محمد بن عبد الكريم حاضر شد كه دوازده هزار دينار بگيرد و او را رها سازد . وقتى كه ابو سعيد اين پول را فرستاد ، محمد بن عبد الكريم آن را ميان لشكريان پخش كرد و يونس را آزاد ساخت . ابو سعيد ، پس از اين پيشامد ، سپاهيان خود را گرد آورد و بر آن شد كه بر محمد بن عبد الكريم بتازد و او را محاصره كند . ولى محمد بن عبد الكريم براى على بن اسحاق نقابدار پيام فرستاد و به قيد سوگند از او يارى خواست . ابو سعيد كه چنين ديد ، از انديشه سركوبى او خوددارى كرد . پس از در گذشت ابو يوسف يعقوب ، پسرش محمد به فرمانروائى نشست و لشكرى همراه عموى خويش از راه دريا ، و لشكر ديگرى